سيد جلال الدين آشتيانى
930
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
اسفرانى شافعى در كتاب جنايات ، گفته است : « امامت و خلافت از چند طريق تحقق پيدا مىكند : به بيعت اهل حل و عقد ، بقهر و استيلاء به سفك دماء ، اگر چه امام فاسق يا جاهل و اعجمى باشد » . پيغمبر اسلام اول كسى است كه ملاك تام فضيلت را تقوى دانسته است . ولى طرفداران حكومت خلفا ، عجم يعنى غير عرب را در ديف فساق و جهال قرار دادهاند . رفتار سوء خلفا با اولاد عجم ، نظير رفتار با حيوانات درنده بوده است . كما هو المشاهد من فعل عمر و غيره من الخلفاء . ابو حنيفه فتوى داده است : « امام اگر شراب خورد حد از او ساقط است ، چون نايب خدا است » . شارح عقايد نسفى گفته است : « اگر امام ، مرتكب فسق و فجور شود ، از خلافت معزول نمىشود ، چون اين امور در ائمه سابقين هم بوده است ، و سلف از آنها اطاعت كردهاند » . فليضحك الضاحكون ، و ليبك الباكون على هؤلاء السفهاء من الامة ، كيف يلعبون بدين اللّه . پيغمبر اسلام از براى دفع مفاسد و قلع و قمع شرك و فسق و فجور و اشاعهء عدالت مبعوث شد و هؤلاء الحمقاء قالوا بجواز امامة السّاق و العصاة و السراق و وجوب امتثال امرهم . فاى عاقل يرضى نفسه للانقياد الدينى و التقرب الى اللّه تعالى بامتثال امر من كان يفسق طول عمره و هو غائص في القيادة و انواع الفواحش . بعضى از عامه تصريح كردهاند : اگر امامى فوت شد ، ديگرى بقهر و غلبه جاى او را گرفت و سلطنت خود را تحكيم كرد ، خلافت او منعقد شده است ، و اطاعت از او واجب است ، اگر چه فاسق و جاهل باشد . به همين مأخذ جماعتى قائل به صحت خلافت يزيد و معاويه شدهاند . بعضى از آنها حضرت حسين بن على را در جنگ با يزيد ، قيام عليه خليفهء وقت و اولوالامر مىدانند و ضمنا آن حضرت را تفسيق كردهاند ، و تصريح نمودهاند : « قتل الحسين بسيف جده » در حالتى كه حضرت امام حسين در اين قيام به حكم جد خود رفتار نمود ، وقتى به او گفتند چرا به جنگ يزيد مىروى آن حضرت گفت : « از جد خود رسول اللّه شنيدم كه گفت اگر سلطان جائرى حدود احكام الهى را حفظ نكند ، و احكام خدا را زير پا بگذارد ، عليه او قيام كنيد » . اين جماعت با اين گمراهى و كوردلى روح خمود ، در مسلمين ايجاد نمودند .